![]() |
![]() |
|
| هرگز که دیده باشد جسمی زجان مرکب - ×××× - بر دامنش مبادا زین خاکیان غباری |
|
من و سهراب به هيچستان پيوستيم كه تورا گر سر ديدار بوَد به هيچستان آيي من در بين شماها هستم نه در اين شهر به گور آويخته نه در آن ذهن كه به دست دگري خون تاراج خودش را بيند
من در هيچستانم بر سر بالين سهراب گاهي او گويد و من گاهي من خوانم و او نه ماتم در پرده بودن نه مرا در غم بي كس ماندن من و سهراب خواهيم گفت كه در اين شهر نباشد قدمي كه در اين شهر نباشد ترديد كه در اين شهر من و سهراب خواهيم بود شهر ما اين است به سراغ من اگر مي آئيد پشت هيچستانم
|
|
+ نوشته شده در
یکشنبه یکم شهریور 1388ساعت 9:22 توسط مرکب |
|
|
دل نازك من به كجا خواهي شتافتن كه چنين خنده اي را نه كسي گويد و نه من به همه نگارنده ، گفته بودم سخن خويش او كه نه من خواهد و نه طرف چمن من قصه گويي سزاوارم بود نه شنيدن آن تو ببين كه بر من چه قصه گوها نيستند برو به خانه اي پس كه نباشد زتو نگاهي من بي مركب عشق با تو نشوم مركب تن تو نه روح داري از من نه به روح من نشاني همه حرف از خودت بود كه بري و دل نذاري دل من به گذشت اين زمان نه كناره دارد و نه توان كه چنين امروزش نام نازكي است بر زبان
|
|
+ نوشته شده در
یکشنبه یکم شهریور 1388ساعت 9:12 توسط مرکب |
|
|
شكست خوردم من عاشقانه شكست خوردم اكنون كه 30 ماه از گرماي دستانمان ميگذرد و تو همچنان دستان من را سرد ميخواني و دست ديگران را گرم ميداني . ديشب ز خواب خويش ديدم كه من هستم و تو نيستي. من بودم در حجمه ماتم و تو نبودي . من غرق درياي غم و تو سوار برقايق خويش. من اشك در چشم براي خود و تو ولي تو خندان در چشمه اي جوشان آب با ديگري. اي خدا !! كجا هستي ؟؟ من تك و تنها در صحراي خشك خويش مانده ام
|
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه پانزدهم مرداد 1388ساعت 8:38 توسط مرکب |
|
|
و آرامش كجاست و در كجاست آرامش كجا را بايد جست راه آرامش كجاست و كجاست آرامش من من در كجا آرام خواهم بود دشت آرامش كجاست و كجاست باغ آرامش و در كجا بايد آرامش را در آغوش گرفت من منتظر خواهم بود و در اينجا و در آنجا
|
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه چهاردهم مرداد 1388ساعت 9:35 توسط مرکب |
|
|
* "آقا " ساعت 10:30 قدم به حسينيه بيت رهبري ميگذارند و رئيسجمهور منتخب مردم و رئيس قوه قضائيه در سمت چپ ايشان و رئيس قوه مقننه و دبير شوراي نگهبان در سمت راستشان قرار دارند. چند شعار در اعلام ولايتمداري كارگزاران نظام سر داده ميشود و سپس سرود ملي به صورت زنده اجرا ميشود. قرآن ميخوانند و بعد نوبت گزارشدهي وزير كشور است. رهبر انقلاب با دقت به آمارهاي محصولي گوش ميدهند.
* سه صفت "شجاع، سختكوش و هوشمند " در حكم تنفيذ احمدينژاد، قند را در دل هواداران رئيسجمهور آب مي كند و حسابي به آنها مزه مي دهد. تكبير و صلواتي گفته ميشود. احمدينژاد در ساعت 11 حكم تنفيذ خود را دريافت ميكند. رخصت بوسيدن دست آقا ميخواهد، اما آغوش رهبر را گشوده ميبيند و بوسهاي بر بازوي رهبر انقلاب ميزند. * رئيس جمهور اما سخنان خود را با يك نويد پايان ميدهد: صبح نزديك است ... * آقا سخنان خود را اينگونه آغاز ميكند: امروز براي ملت ما و آينده ما جلسه مباركي است انشاء الله. ايشان سخنان رئيس جمهور را متين و درست و به جا خواندند. از بحث انحرافي تقدم جمهوريت يا اسلاميت نظام بر يكديگر انتقاد كردند و انتخابات را پيام و تجربه و امتحان ناميدند. * از نكات قابل توجه در هر سخنراني رهبر انقلاب، استفاده از اخبار دقيق و ظريف يا به اصطلاح "كد " است. اين نكات همواره مورد توجه تحليلگران داخلي و خارجي قرار گرفته است. ولي امر مسلمين در ادامه سخنان خود، يك كد را به طور ظريف مورد استفاده قرار داده و تاكيد كردند كه اخبار ما از تحركات دشمن در حين انتخابات و پس از آن، "تحليل " نيست بلكه "اطلاع " است. * حسن ختام فرمايشات رهبر فرزانه انقلاب، تاكيد بر تعامل قوا بود و برنامهريزي در كارها. كارگزاران نظام فارغ از ديدگاههاي دوران انتخابات خود به خوش و بش و گفتگو مشغولند و اين سخنان تا حوالي اذان ظهر به طول ميانجامد.
|
|
+ نوشته شده در
دوشنبه دوازدهم مرداد 1388ساعت 19:13 توسط مرکب |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو وبلاگ عناوین مطالب وبلاگ |
| درباره وبلاگ |
سعی بر آن دارم که سیاهی زندگی ام را آبی تماشا کنم
|
| نوشته های پیشین |
|
شهریور 1388 مرداد 1388 خرداد 1388 فروردین 1388 اسفند 1387 بهمن 1387 دی 1387 آذر 1387 |
| پیوندها |
|
کافی نت دریا شعر تنهایی مترسک |
|
RSS
|