تبليغاتX
مُرَکَب

مُرَکَب

هرگز که دیده باشد جسمی زجان مرکب -×××- بر دامنش مبادا زین خاکیان غباری

هوای زیارت ...

چند روزه حجم التهاب و فشار کاری روم زیاد شده ، گاهی اوقات خودم و میزنم به نبودن تا کمی آروم بشم/ مغزم خسته ی خسته است ، دست به هرکاری میزنم تا کمی از این حالت فرار کنم / مطالعه میکنم / قرآن میخونم / تو اینترنت ول میچرخم / پیامک بازی میکنم / گاهی الکی خیابونای اطراف دفتر کارم و دور میزنم / مقاله مینویسم / فیلم نگاه میکنم - خیلی کارها میکنم. تا حداقل چند ساعتی را در التهاب نباشم- اما هیچکوم از اینها برای من کاره ۲چیزو نمیکنه. اولیش زیارت و دومیش مسجد رفتن. گاهی که از فرط کار خسته میشم حداقل نیم ساعت قبل از اذان میرم تو مسجد(شاید اون لحظه ۲ یا۳ نفر اونجا باشن) تفسیر المیزان میخونم یا مثل چهارشنبه هفته قبل که رفتم امامزاده طاهر ، اما الان میخوام یکم پامو فراتر بزارم برم یک زیارت ، زیارتی که برای من خیلی با ارزشه ، خیلی آرامش بخش ، میخوام برم زیارت حضرت فاطمه المعصومه ، میخوام برم قم / قم از ۲ جهت برای من با ارزشه ، یک جهتش زیارت حضرت معصومه و جهت دیگرش به این روایت بر میگرده { هرکس که میخواهد مرا زیارت کند به زیارت دخترمان در شهر قم برود - حضرت فاطمه الزهرا (س) }. میخوام برم پیش بی بی دوعالم. هروقت که میرم قم زیارت حضرت زهرا را هم میخوانم. من خیلی عاشق این خانم هستم / پشت ماشینم با استیکر (شبرنگ) نوشتم: الهی بحق فاطمه و ابیها و بعلها و بنیها و سر مستودع فیها.

برام دعا کنید

زیرنوشت: تا قم حدود ۳ ساعت فاصله داریم اما تا نطلبه اگه کوچه پشتیه حرم هم باشی نمیتونی بری

+ نوشته شده در  سه شنبه 26 اردیبهشت1391ساعت 22:42  توسط مرکب  | 

آرامش

مینویسم از بیدادترین حرفها

از پس تردیدهای دنیایی

از رگهای خشکیده در طبیعت ذهن

از بلندای کوههای بی استوار

از فراموشی های روزانه

از غصه های شبانه

ذهنم را به تو میدهم

تمام حواس دلم را

تا بگردم زپی تو

بیابمت در خرابات مغان

نور شوی در سینه ی چاک چاک ذهنم

آری ای دست نیافتنی ترین

تورا میگویم

آرامش!!

+ نوشته شده در  یکشنبه 24 اردیبهشت1391ساعت 21:59  توسط مرکب  | 

عجب!!!

مایه ی تعجبه که این تقویم جلو روی من در قسمت مناسبتهاش اسمی از میلاد حضرت زهرا را نداره. توی ماه اردیبهشتش فقط ۲تا عنوان ثبت شده - ۶-شهادت حضرت زهرا(س)تعطیل - ۱۰- سالروز تاسیس ....... -

واقعا عجب!!!

زیرنوشت: چند روزی هست که خیلی پای اینترنت میشینم و حسابی اعصاب خورکن شده برام. باید کمش کنم.

+ نوشته شده در  یکشنبه 24 اردیبهشت1391ساعت 8:52  توسط مرکب  | 

خوشبحالتان .........

نمیتونم از این واضحتر بگم.....

امشب کدوم رستوران بودید ؟ یا توی کدوم پارک ؟ توی چه جمعی دستشو بوسیدی یا دستتو بوسید؟

چند سانتیمتر باهم فاصله داشتید؟                                                                                                       تا حالا 1000 کیلومتر از هم دور بودید؟

+ نوشته شده در  شنبه 23 اردیبهشت1391ساعت 0:25  توسط مرکب  |