هوای زیارت ...
چند روزه حجم التهاب و فشار کاری روم زیاد شده ، گاهی اوقات خودم و میزنم به نبودن تا کمی آروم بشم/ مغزم خسته ی خسته است ، دست به هرکاری میزنم تا کمی از این حالت فرار کنم / مطالعه میکنم / قرآن میخونم / تو اینترنت ول میچرخم / پیامک بازی میکنم / گاهی الکی خیابونای اطراف دفتر کارم و دور میزنم / مقاله مینویسم / فیلم نگاه میکنم - خیلی کارها میکنم. تا حداقل چند ساعتی را در التهاب نباشم- اما هیچکوم از اینها برای من کاره ۲چیزو نمیکنه. اولیش زیارت و دومیش مسجد رفتن. گاهی که از فرط کار خسته میشم حداقل نیم ساعت قبل از اذان میرم تو مسجد(شاید اون لحظه ۲ یا۳ نفر اونجا باشن) تفسیر المیزان میخونم یا مثل چهارشنبه هفته قبل که رفتم امامزاده طاهر ، اما الان میخوام یکم پامو فراتر بزارم برم یک زیارت ، زیارتی که برای من خیلی با ارزشه ، خیلی آرامش بخش ، میخوام برم زیارت حضرت فاطمه المعصومه ، میخوام برم قم / قم از ۲ جهت برای من با ارزشه ، یک جهتش زیارت حضرت معصومه و جهت دیگرش به این روایت بر میگرده { هرکس که میخواهد مرا زیارت کند به زیارت دخترمان در شهر قم برود - حضرت فاطمه الزهرا (س) }. میخوام برم پیش بی بی دوعالم. هروقت که میرم قم زیارت حضرت زهرا را هم میخوانم. من خیلی عاشق این خانم هستم / پشت ماشینم با استیکر (شبرنگ) نوشتم: الهی بحق فاطمه و ابیها و بعلها و بنیها و سر مستودع فیها.
برام دعا کنید
زیرنوشت: تا قم حدود ۳ ساعت فاصله داریم اما تا نطلبه اگه کوچه پشتیه حرم هم باشی نمیتونی بری
